![]() |
19 / 1 / 1389 |
روح تنهای من در غربت این کوچه گفتنی ها دارد از شکست ها و ناامیدی ها.
و اما نکته اینجاست که چه زمانی آن را توصیف کنم،دلم از تمامی غربتها پر است و از نابسامانی این روزگار.
دوست داشتم کوله بار بر میبستم و از این دنیا صعود میکردم که شاید به شب غمناک محبت برسم.
من گم شده ام در تنهایی و در زیر بار سنگین زندگی مانده ام تنها.
تنهای تنها،تنهای تنها،تنهای تنها
من امیر دنبال همصحبتی،محبتی،سنگ صبوری می گردم،یاریم کنید.
نظرات شما عزیزان:
![]() نویسنده : امیر
![]() |